نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم .
کسم خدا بود ، کس بی کسان.
هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که
احساسش می کنند ، هست.
استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است.
دلنوشته های تنهایی
نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم .
کسم خدا بود ، کس بی کسان.
هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که
احساسش می کنند ، هست.
استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است.
خوبه که اینجا دنبال یه صفحه سفید میگردی که خودت سیاهش کنی باعث خوشحالیه منه.
الیبته متوجه منظورت نشدم ولی مهم نیست دنیا ۲ روزه
بگذار از اینجا هم بیرونمان
کنند..................
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
حمید مصدق
چشمی هست که هر لحظه ما را نظاره میکند و گوشی که مدام ما را
میشنود.........
و من چقدر گناهکارم که می دانمو خود را به ندانستن می زنم.
خدایا نمی گویم که دستم را بگیر
عمریست گرفته ای
مبادا رها کنی...................................
وقتی که دلت غمگین است،
بر دلت بارِ غمی سنگین است
یا تک و تنهائی
چهرهات از غم اندوه کسان پر چین است
بازهم غصه نخور!
عاشقان میدانند؛
زندگی شیرین است!
“عشق همسایهی دیوار به دیوار خداست”
سنگ این خانه بهمراهی ما پا برجاست
با نم بارانی
زردی چهرهی دشت
سبز و شاداب چو گل خواهد گشت
جویبارش به درازای رسیدن جاریست
رویش دانهی جان منتظر همیاری است
وقت آزادگی و پرواز است
گوش کن! خانه پر از آواز است
زندگی زندان نیست
ذرهها جان دارند،
هرکسی خواهد دید!
رویش سبزی این مزرعه در آغاز است
درِ این خانه به پهنای پریدن باز است....
شیشه را در بغل سنگ نگه
می دارد.................................
لرزش دست و دلم
از آن بود.
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریزگاهی گردد.
آی عشق آی عشق
چهره ی آبیت پیدا نیست.
***
و خنکای مرهمی
بر شعله ی زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون
آی عشق آی عشق
چهره ی سرخت پیدا نیست.
***
غبار تیره ی تسکینی بر حضور وهم
و دنج رهایی
بر گریز حضور،
سیاهی
بر آرامش آبی
و سبزه ی برگچه
بر ارغوان
آی عشق آی عشق
رنگ آشنای چهره ات
پیدا نیست.